| هواداران باليوود | |||
زندگي نامه شاهرخ خان:
با عرض سلام و خسته نباشيد به همه ي هواداران باليوود ببخشيد که اين دفعه هم دير آپ کردم چون يه اتفاقاتي برام افتاد که نتونستم آپ کنم ولي حالا اومدم که قسمت دوم زندگي نامه ي شاهرخ خان رو براتون بنويسم ....
قسمت دوم:
تجربه بعدي او خضور در اثر موفق سانجي ليلا بهانسالي ((ديوداس)) بود. داستان اصلي ديوداس توسط سارات چاندرا چاترجي .نويسنده کتاب نوشته شده بود که فيلم سازان زيادي قبل از آن نيز آثار خود رو از روي آن ساخته بودند .اما بهانسالي پر خرج ترين نسخه فيلم را در طي اين سالها ساخت که باعث موفقيت بيش از پيش فيلم حتي در سطح جهاني شد مسلما حضور شاهرخ خان و بازي زيبا و روان او يکي از علتهاي اصلي آن بود. در همين زمان او هم به عنوان بازيگر هم به عنوان تهيه کننده يک نقش ساده و مطمئن را براي کار بعدي خود برگزيد. حضور در يک نقش پسر عاشق در ((چلته چلته)) ساخته عزيز ميرزا که موضوع آن را در مورد يک زوج تازه ازدواج کرده بود((که نقش همسر او را راي موکرجي ايفا مي کرد)) و نيمه اول فيلم بيشتر يادآور فيلم به ياد ماندني آديتيا چوپرا ((دلواله دلهنيا لجاينگه)) و يا ((کوچ کوچ هوتاهه)) کارن جوهر بود. جواني و شادابي. بي قيدي و آزادي و حس خنده و شادماني که نقش او در چلته چلته داشت چيزي بود که يادآور شاهرخ خان در سالها پيش بود. مدتي کوتاه بعد از آن هم نوبت ((کال هو نا هو))ي نيکيل آدواني بود که شاهرخ خان در آن نقش فردي را بازي مي کرد که سعي مي کرد با تمام مشکلات و سختي ها کاري کند تا دنيا جاي زيباتر و شادي تري به نظر بيايد. نقش عالي بود و شاهرخ خان آن را فوق العاده اجرا کرد و همين باعث شد که منتقدين فيلم را (( جادوي شاهرخ خان)) بنامند. شاهرخ خان نسبت به بازيگران ديگر به جايي دورتر از تصورات رسيد و خيلي ها معتقدند که شاهرخ خان مهره شانسي دارد. که تا اين حد باعث پيشرفت او با اين سرعت شده است. شايد خيلي هم دور از واقعيت نباشد زيرا اگر چه شاهرخ خان مانند بسياري از بازيگران ديگر توسط توسط خانواده خود پشتيباني نمي شد وهيچ تکيه گاهي در سينما نداشت اما به جايي رسيده که بسيار بالا تر از تمام آنها بود و مسلما نه خودش و نه هيچ کس ديگري در اين مورد شک ندارد که تمام موفقيت شاهرخ خان مديون يک هديه خدادادي و استعداد فوق العاده و بي نظير اوست. در دوم نوامبر سال 1965 در خانه پرستاران تالوار. در دهلي نو. اولين پسر ((مير تاج محمد)) و ((لطيف فاطيما)) متولد شد و اين زمان خوبي براي خوشحالي و جشن اين خانواده متوسط بود. آنها نام فرزندشان را شاهرخ گذاشتند و شاهرخ خواهري به نام شهناز داشت که شش سال از خودش بزرگتر بود. با حضور شاهرخ خان. جمع چهار نفره خان ها احسا س مي کردند خانواده کاملي هستند. پدر شاهرخ خان. مرد جذاب و بسيار فهميده و دانايي بود. او شش فوت قد داشت و با موهايي قهوه اي و چشماني خاکستري مرد جذابي به شمار مي آمد. تاج محمد از اقوام پاتان بود و بعد از اتمام تحصيلات خود در دبيرستان در دانشگاه در رشته حقوق درس خوانده و فارغ التحصيل شده بود. علاوه بر آن به شش زبان تسلط کامل داشت. فارسي . سانسکريت. پشتو. پنجابي. هندي و انگليسي. او در تمام زندگيش بر روي پاهاي خود ايستاده و با اراده خودش از پاگستان(زادگاهش) به هندوستان آمد و بعد از گرفتن مدرکش در رشته حقوق قصد داشت تا کار خود را آغاز کند. اما در آن زمان اصول و عقايدي وجود داشت که به خاطر هندي الاصل نبودن او اجازه کار در اين رشته به او داده نشد. زماني بود ک ((عبدل غفار خان)) براي آزادي بر ضد مولانا ((عبدل کلام آزاد)) مي جنگيد. در همين زمان بود که پدر شاهرخ خان براي گذراندن زندگيش کارهاي متفاوتي را تجربه کرد.او مدتي اسباب و اثاثيه خانه مي فروخت و بعد از مدتي به کارهاي حمل و نقل و ترابري پرداخت و بعدها نيز مدت ها در کار اداره رستوران و هتل بود. او که نمي توانست اين بي عدالتي ها را تحمل کند سعي کرد وضعيت موجود را تغيير دهد و به مقابله با آن پرداخت. در همين زمان برادر او ((غلام محمد)) نيز که همراه او در کارهاي سياسي شرکت مي کرد به زندان افتاد. در اين زمان. سال 1947. مير محمد در ((راجندراناگار)) زندگي مي کرد. او در سال 1981 از دنيا رفت و برادر او در سال1988. مير محمد در سال 1947 و بعد از جدايي هند از پاکستان به هندوستان آمد و با يک دختر حيدر آبادي ازدواج کرد. مادر فاطيما از يک خانواده قديمي بود و پدرش مهندسي شناخته شده. لطيف فاطيما. مادر شاهرخ خان ريئس بخش دادگاه بود و علاوه بر اين فعاليتهاي اجتماعي فراواني نيز داشت و در موسسات خيريه يکي از اعضاي اصلي بود. او ده سال از مير محمد کوچکتر بود و ماجراي آشنايي و ازدواج آنها عجيب و جالب بود. فاطيما به همراه خانواده اش به خاطر شغل پدرش به دهلي نو آمدند. يک روز فاطيما دچار حادثه رانندگي وحشتناکي شده و به شدت صدمه مي بيند در همان زمان مير محمد به همراه دوستش نواز شاه از آنجا عبور مي کرده و متوجه ماجرا مي شود. ماشين واژگون بود اما آنها سعي مي کنند تا دختري که در آن بوده را را نجات دهند و بعد از بيرون آوردن او را به بيمارستان مي رسانند. دختر به خون احتياج داشته و مير محمد که گروه خونيش با او يکي بوده. داوطلب مي شود و از اين جا قصه آشنايي و عشق آنها آغاز مي شود. او به همراه فاطيما به بنگلور زادگاه او مي روند و در آنجا مادر فاطيما دچار حمله قلبي مي شود و بهخون احتياج پيدا مي کند و مير محمد که گروه خونيش با او نيز يکسان بوده اين بار هم به کمک آنها مي رسد. بعد از بازگشت به دهلي فاطيما و خانواده اش نمي توانند باور کنند که اين همه حادثه در اين چند ماه برايشان پيش آمده و در تمام آنها مير محمد بوده که به کمکشان رسيده است. با اين حال پدر فاطيما از صميميت آن دو چندان راضي نبوده و به خاطر خانواده مير محمد رضايت چنداني به رابطه آنها نداشته و تصميم داشته دخترش با يک بازيکن معروف کريکت ازدواج کند اما فاطيما و مير محمد به يکديگر علاقمند شده و به دور از چشم خانواده فاطيما با مديگر ملاقات مي کردند. از اين ماجرا مدتي مي گذرد و نواز شاه روزي در اين مورد به طور جدي با پدر فاطيما صحبت مي کند و بعد از مدتي خانواده او رضايت داده و آنها ازدواج مي کنند و مدتي بعد از آن صاحب دختري شده و شش سال بعد از آن فرزند نيز فرزند دوم آنها به دنيا مي آيد.






راستي بچه اينم عکسهايي از فيلمهاي جديدي که تازه اکران شده اند:
فيلم سينگ پادشاه است با بازي: آکشي کمار . کاترينا کايف و ام پوري



و اين هم فيلم داستان عشق سال 2050 : با بازي پريانکا چوپرا . هرمان باوجيا و بومن ايراني

اين هم دوباره فيلم جديد BACHNA AE HASEENO : با بازي رانبير کاپور . کاترينا کايف و ديپکا پادوکنه



سلام سلام يه سلام مخصوص به همه ي هواداران باليوود ببخشيد تو رو خدا که اين دفعه هم ديرآپ کردم چون يه مشکلاتي واسم اتفاق افتاد که نتونستم خوب حالا بگذريم بريم سر اصل مطلب
زندگي نامه ي شاهرخ خان
قسمت اول:
او آمد. بازي کري و پيروز شد. اگر چه هنوز خيلي جوان بود بيش اندازه خام و ناپخته به نظر مي رسيد. چندان جذاب نبود و چهره اي مانند ديگر ستارگان موفق نداشت. اما از همان روز اول کاملا مشخص بود. که او همان کسي است که منتظرش بوديم . از همان لحظه اول که تصوير او بر روي پرده سينما قرار گرفت اينکه او رقيب جدي باي بازيگران قديمي تر است امري واضح وروشن به نظر مي رسد و شکي وجود نداشت که با آن آن انژري و جواني از خيلي از انها پيشي خواهد جست. جادوي او واستعداد عجيبش در جذب تماشاگر چيزي بود که کسي نمي توانست منکر آن شود و به علاوه حسي نبود که کسي قادر باشد با کلمات آن را توضيح دهد. شاهرخ خان ظاهري پسرانه و جوان. دو چشم پر از شيطنت و لبخندي درخشان و شيوه اي کاملا متفاوت که بي ترديد پر از سر زندگي و طراوتي است که يکي از بزرگترين امتيازات او نسبت به بقيه هم دوره هاي خود محسوب مي شود. فقط کافي است شما نگاهي به فيلمهاي آن دهه بياندازيد تا متوجه اين تفاوت شويد. در آن صورت خيلي راحت درک خواهيد کرد که چرا او در باليوود چنين شوري بر پا کرد. سطح انزري که در اولين فيلمهاي او مانند ((ديوانه)) به وضوح مشخص است ادامه مي يابد و تا به امروز نيز تي به راحتي قابل مشاهده است و بعد از طي فراز و نشيبهاي بسيار در طي اين سالها حالا به صورتي کاملا پخته و رسيده به نظر مي رسد. اما به راستي چه چيزي شاهرخ خان را بي همتا کرده است.اگر بخواهيم همه چيز را هم ناديده بگيريم نمي توانيم به راحتي از اين نکته بگذريم که اوسوپر استاري است که همه چيز را خودش به تنهايي و با دستهاي خودش ساخت. بر خلاف بسياري از همکارانش کسي نمي تواند اين حقيقت را انکار کند که او وقتي از دهلي به بمبئي آمد پسر جواني بود که هيچ پشتيباني در اين صنعت نداشت. تنها سابقه کار در چند تئاتر معتبر را داشت که مسلما زمينه خوبي براي او محسوب مي شد ند. اما کمترکسي است که اطلاع نداشته باشد موفقيت در باليوود و رسيدين به جايگاهي. تنها به يک چيز نيازمند است و آن هم پشتوانه خانوادگي و روابط است نع هيچ چيز ديگر و اين چيزي بود که شاهرخ خان کاملا فاقد آن بود. حضور او در سريالي مانند ((فوجي)) شروع خوبي براي او محسوب شد و نقش او با نام (( ابي ما نيو)) به سرعت مورد توجه قرار گرفت. فيلمهاي (( بازيگر)) و (( ترس)) نيز بر خلاف انتظار باعث پيشرفت او شدند. او ترديدي براي ايفاي نقش در اين فيلمها نداشت. او باحضور در نقش هاي منفي و ضد قهرمانان به تمام دوستداران سينما نويد طلوع بازيگري شجاع. متفاوت و بسيار پر استعدا را داد که به هيچ وجه ترسي از حضور در نقشي غير متعارف و به نوعي نامطمئن براي شروع بازيگريش ندارد. شاهرخ خان با اطمينان اين کار را انجام داد و به نتيجه اي که مي خواست دستيافت و حاصل آن موفقيت عظيمش در بايوود شد که به تاريخ سينما پيوست. در سال 1995 و با فيلم ((عاشق عروس را با خوب مي برد))آديتيا چوپرا بود که شاهرخ خان گام مهم ديگري در زندگيش برداشت. اودر اين فيلم براي اولين بار نقش يک جوان عاشق را يازي کرد ک بعدها بسيار مورد تقليد قرار گرفت. فيلم فروش فوق العاده اي داشت و به تمام صنعت سينما اين نويد را داد که يک بازيگر با استعداد مي تواند در خلق راه شيوه اي متفاوت و نو. پيشرو باشد. راهي که پيش از او نيز وجود داشته . اما با شيوه او حالا کاملا متفاوت و جديد به نظر مي رسد. سالها گذشت و شاهرخ خان با موفقيت عظيمي روبرو شد. فيلمي مانند ((کوچ کوچ هوتاهه)) با اينکه داستان تکراري دختري و پسري دانشجو بود اما با هنر فوق العاده ي بازيگرانش به يک نقطه اوج تبديل شد. همه چيز ادامه داشت تا اينکه هرتيک روشن با فيلم بسيار پر فروش ((کاهو نا پيارهه)) به سينما روي آورد و بسياري از سردمداران سينما پيش بيني کردند که ديگر دوران شاهرخ خان به پايان رسيده و او به زودي تاريخ سينما خواهد پيوست. اما حالا ما ديگر نيازي نمي بينيم تا بخواهيم چه به آنها و چه به هرتيک روشن با افتخار اشتباه بودن افکارشان را ثابت کنيم. او ماند و با حضور در ((گاهي خوشي گاهي غم))ثابت کرد که برتر از ديگر بازيگران ((کسي به جز هرتيک روشن)) است. به طوري که در همان زمان حتي طرفداران هرتيک نيز به اين موضوع اعتراف داشتند. اما قبل از ((گاهي خوشي گاهي غم)) شاهرخ خان ثابت کرده بود که بازيگري حادثه جو و فردي ريسک پذير است. او در سال 1999 با فيلم ((پير بي دل هه هندوستاني )) کمپاني تهيه فيلم خود را افتتاح کرده بود و((آشوکا)) فيلم بعدي آنها در اين کمپاني بود. که هر دو با برخوردهاي متفاوت منتقدان روبرو شدند اما در گيشه موفق نبودند.
(پايان قسمت اول)
اينم چند تا عکس خوشکل از شاهرخ خان که تقديم مي کنم به همه طرقداران شاهرخ عزيز...





راستي بچه ها من سيدي فيلم جدا اکبر رو زبان اصلي دارم و همچنين فيلمهاي ساوريا. ام شانتي ام. گيتار. با من دوست مي شي . فرند شيپ. وير زرا و هم توم و رنگ دبسنتي را با زيرنويس فارسي دارم هرکسي که خواست مي تونه به ايميل من ميل بزنه اينم ايميلم. Jet-f2008@hotmail.com تا من شماره حسابم رو بهش بدم و براش فيلمها رو بفرستم.
سلام سلام يه سلام مخصوص به همه هواداران باليوود
اخبار باليوود:
دو فيلم جديد بر پرده ي سينماي هند:
(سيگار کشيدن ممنوع ) و ( عجب ملاقاتي ) دو فيلم جديدي هستند که چند هفته پيش به نمايش در آمدند در عنوان نخست جان آبراهام نقش جواني معتاد به سيگار کشيدن را دارد که براي ترک کردن آن به کلينيک ترک اعتياد مراجعه مي کند.
و در فيلم عجب ملاقاتي شاهد کاپور و کارينا کاپورايفاي نقش مي کنند.اينم عکساشون:




آميتا باچان درجشنواره ي فيلم لندن:
آميتا باچان به خاطر نمايش ( آخرين لير ) در پنجاه و يکمين جشنواره فيلم لندن در (BFI) شرکت جست او به تماشاگران گفت که اين بار او را در حال ترانه خواندن نخواهيد ديد. باچان در اين فيلم نقش هاريش بازيگر تئاتري و پا به سن گذاشته را ايفا مي کند. (آخرين لير) نخستين تجربه باچان در فيلمي به زبان مطلقا انگليسي است. نظر آميتا باچان نظر آميتا باچان به واژه ي باليوود چيست؟ هرگر از واژه باليوود استفاده نمي کنم . قرار است شبکه يک بي بي سي روز سي اکتر مستند 50 دقيقه اي تصور کنيد بيگ بي باليوود را به نمايش بگذارد که گفتگويي با آميتا باچان و پسرش آبشيک باچان است.

مجسمه ي سلمان خان در موزه ي مادام موسو:
مجسمه ي بازيگر نام آشناي سينماي هند سلمان خان در ماه هاي نخست سال آينده در موزه ي مادام توسو قرار مي گيرد. سه بازيگر ديگر سينماي هند که مجسمه شان در اين موزه ي مشهور قرار گرفته اند عبارتند از: آميتا باچان. شاهرخ خان و آيشواريا راي.
در راي گيري انجام شده از مردم توسط شبکه آسيايي بي بي سي و مجله آسيايي بريتانيايي . سلمان خان بيشترين راي را آورد و پس از مادهوري ديکشت. هرتيک روشن و جان آبراهم قرار داشتند. سخنگوي اين موزه اعلام کرد که قرار شده سلمان خان در شهر بمبئي با مجسمه سازان موزه ملاقات کند. بيش از ده هزار نفر در اين راي گيري شرکت کرده بودند. سلمان خان در اين واکنش به اين خبر مي گويد: تحت تاثير اين انتخاب قرار گرفتم . اميدوارم چهره ي من شادي و لذت بيشتر ي به علاقه مندان سينماي باليوود در سرتاسر جهاني ارزاني کند. خيلي دلم مي خواهد با مجسمه ي خودم چهره به چهره شوم. گفتي است سلمان خان در بيش از 55 فيلم ايفاي نقش کرده است و او تا کنون نه بار نامزد دريافت جايزه ي فيلم فير بوده است او در سال 1995 جايزه ي بهترين بازيگر تازه کار را کسب کرده است. امسال نيز راجيو گاندي را به پاس فعاليتهايش در عرصه ي سرگرمي سازي دريافت کرد.

بازگشت مادهوري ديکشت پس از 5 سال:
همه در هند انتظار نمايش فيلم ( آجاناچلي ) را مي شکند حتي کمپاني تهيه کننده ياش راج فيلمز مي خواهد پس از چند فيلم شکست خورده ي اخيرش موفقيت را با اين فيلم در آغوش بگيرد. اما علاقه مندان مادهوري ديکشت انتظار بازگشت او را به پرده ي سينما دارند.( آجا ناچلي ) بازگشت دوباره اوست. پس از ديوداس مادهوري ازدواج کرد و ساکن آمريکا شد حالا داراي دو فرزند است در ( آجا ناچلي ) او نقش زني استاد حرکت را دارد.اين هم عکس فيلمش:



هرتيک روشن و فيلمنامه نويسي:
هرتيک روشن بازيگر سرشناس باليوود اين روزها به فيلم نامه نويسي روي آورده و سرگرم نوشتن فيلمنامه دومين قسمت فيلم کريش به کارگرداني پدرش راکش روشن است. ظاهرا او از سالها قبل به فيلنامه نويسي علاقه مند بوده و حالا پدرش اين فرصت را در اختيار اوقرار داده است. راکش روشن دراين باره مي گويد: هرتيک روشن قوه تخيل خوبي دارد و نويسنده خوبي هم. است به همين خاطر از او خواستم تا در نوشتن فيلمنامه ( کريش2 ) با من همکاري کند. خانواده روشن اميدوارند که فيلمبرداري ( کريش2 ) را از همين امسال آغاز کنند.اين عکس هم تقديم به همه طرفداران هرتيک عزيز:


رام گوپال ورما و ساخت ماشين زمان:
رام گوپال ورما فيلمساز برجسته باليوود مدتي است که ساخت دومين قسمت فيلم ( سرکار) را با بازي اعضاي خانواده باچان شروع کرده است و اميد واراست که ايم فيلم هم بتواند در آينده موفقيت قسمت اول را تکرار کند. اما او هم مثل ساير دست اندر کاران باليوود هرگز تمام وقتش را معطوف به يک فيلم نمي کندو همزمان با ساخت يک فيلم ايده ساخت فيلمهاي بعدي خود را نيز در سر دارد. فيلم بعدي رام گوپال ورما فيلمي تخيلي به نام (ماشين زمان) است که نسخه هندي يک فيلم هاليوودي معروف خواهد بود و قرار است فيلمبرداري آن از مهرماه سال جاري آغاز شود. ورما از سالها قبل به فکر ساخت اين فيلم بود و حتي بازيگراني چون شاهرخ خان و کارينا کاپور را براي ايفاي نقشهاي اصلي آن در نظر داشت اما به دلايلي کار به تعويق افتاد. خبرها نشان مي دهد که ورما مجددا به فکر ساخت ماشين زمان افتاده است اما اين بار تصميم دارد تا از اعضاي خانواده ي باچان براي نقش هاي اصلي فيلم بهره گيرد.
آيشا تاکيا در جديدترين ساخته باني کاپور:
باني کاپور برادر بزرگ آنيل کاپور که از فيلمسازان و تهيه کنندگان مشهور باليوود است ( او همسرسري د يوي ستاره زن موفق در دهه نود سينماست. سري ديوي بعد از ازدواج با او دور بازيگري را خط کشيد ) به زودي ساخت فيلمي به نام ( بگيريديش زنده با مرده ) را آغاز مي کند که بازسازي يک فيلم قديمي هندي است. فيلم ماجراي يک افسر پليس است که به عضويت يک باند مافيايي در مي آيد تا از اين طريق بتواند سردسته باند را به دام اندازد. نقش اين افسر پليس را سلمان خان ايفا خواهد رد و باني کاپور براي نقش اصلي زن هم به سراغ آيشا تاکيا چهره جوان باليوود رفته است. قرار است فيلمبرداري در شهر بانکوک پايتخت تايلند صورت گيرد.





و اين هم جديد خوش آمديد با بازي آکشي کمار. کاترينا کايف. آنيل کاپور. نانه پاته کار. پاريش راوال. فيروز خان و مالکا شروات و اين هم عکس اين فيلم:



و دوباره اينم فيلم جديد ديگه به نام مسابقه با بازي سيف علي خان. آکشي خانا . آنيل کاپور. بيپاشا باسو و کاترينا کايف


شغلهاي عادي بازيگران باليوود قبل از ورود به دنياي بازيگري:
آميتا باچان مامور شرکت حمل و نقل:
پيش از ورود به دنياي سينما او در کمپاني ( تاو والاس ) مشغول کار شد و براي يک شرکت کشتيراني هم مامورحمل و نقل بود. او که حقوق مناسبي دريافت مي کرد معمولا در باشگاه هاي شهر کلکته مي پلکيد. آميتا باچان حتي براي گويند گي راديو تست صدا داد اما مسئولان پخش او را رد و صدايش را زيادي سنگين توصيف کردند. جالب آنکه بعدها همين صداي آميتا باچان به ويژگي اش تبديل شد. در نهايت عشق به سينما آميتا باچان را مجبور کرد که شغل کارمندي را رها کند و به بمبئي برود و ابدا به پشت سرش هم نگاه نکند.

آکشي کمار آشپز:
نام اصلي آکشي کمار راجيو بها يتا است. او آرزو داشت که استاد حرکات رزمي شود به همين خاطر به شهر بانکوک سفر کرد تا اين هنر را بياموزد. اما امرار معاش برايش آسان نبود و نياز به شغل دوم داشت. او شغل آشپزي را انتخاب کرد. آکشي کمار در يک آژانس مسافرتي در کلکته هم به مدت يک سال و نيم کار کرد تا اينکه دوستي به او پيشنهاد داد وارد دنياي مد شود. گويا آکشي کمار روي اين پيشنهاد جدي فکر مي کند و ظرف يک سال در ديدار نخستين نقش سينمايي اش را بازي مي کند.

سوها علي خان کارمند بانک:
سوها علي خان در خانواده اي هنرمند به دنيا آمد. مادرش شارميلا تاگور و برادرش سيف علي خان هر دو بازيگر هستند. ابتدا مي خواست سرمايه گذار بانک شود اما عشق به بازيگري او را از هر شغل عادي دور نگه داشت. خودش مي گويد زماني که بازي مي کند شدترين لحظات زندگي اش را سپري مي کند چه در مقابل دوربين باشد يا روي صحنه. اما از آنجايي که خانواده ي سوها علي خان به تحصيلات اهميت خاصي مي دهند. او در رشته ي بانکداري تحصيل کرد.

رام گوپال ورما و مادهور فروشنده ي فيلمهاي ويديويي:
رام گوپال ورما و مادهور بندر کار هر دو از فيلمسازان خوش قريحه ي سينماي هند هستند که فيلمهاي خوبي ساخته اند. اين دو فيلم ساز در مغازه اي اجاره اي فروشنده ي نوار ويد يوي فيلمها بودند. تا اينکه به ذهنشان رسيد فيلمساز شوند.
| 9675:کل بازديد | ||||||
| 26:بازديد امروز | ||||||
| 77:بازديد ديروز | ||||||
| درباره خودم | ||||||
| | حضور و غياب | لينک دوستان | ستاره جون بايگاني آرشیو وبلاگ [4] | | ||
اشتراک | ||||||
| ||||||